گنج

شمارهٔ ۳۹ - در مدح میر سعد الدین اسعد گوید

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اندارد۳۳ بیت
تنم زبانه آتش ز سوز جان داردچه حاجت است بگفتن که خود زبان دارد
چو تار چنگ دل من ضعیف شد از دردچنان که باد بر او گر وزد فغان دارد
شب از فراق تو دود دلم بماه رسیدهنوز روی من از آه من نشان دارد
هلاک خسته دلم زان لب است و میخواهمکه هر چه دل طلبد خسته رازیان دارد
هزار بار مرا کشت و زنده کرد آن چشمکه مرگ و زندگی از غمزه تو امان دارد
ستاره ایست عجب آفتاب رخسارتکه کوکب همه خوبان از آن قران دارد
به کنیم از مژه چشمت ای کمان ابروهزار ناوک خونریز در کمان دارد
تو گرچه شاهی و دل بنده آن ستم بیندکه حالی از تو زند داد و جای آن دارد
دگر ز قبله روی تو یاد نارد بازدلم که روبدر زبده زمان دارد
جهان فضل و کرم میر سعد دین اسعدکه عالم از نفس او نسیم جان دارد
ز علم غیب بعیسی دمی سخن گویدچنان روان که تو گویی مگر روان دارد
اگر بهر سر موی از معانیش پرسیهزار نکته بهر صد بیان دارد
در آن مقام که اسب سخن همی تازداگر عنان نکشد خود که همچنان دارد
نه آسمان کرم گویمش که دریایی استکه از حباب بهر کف صد آسمان دارد
گهرفشان چو شود دست خرمن افشانشزمین ز نظم گهر شکل کهکشان دارد
هر آن گدا که بر او ابر رحمتش باردبدامن از کرمش بحر بیکران دارد
اگر گداست ازاو رو در آسمان بدعاستوگر شه است ازوسر بر آستان دارد
ایا بلند جنایی که هیچ چیز نماندکز آفتاب ضمیرت فلک نهان دارد
تو آن کسی که خرد عقل اولت خواندیقین تست هر آنچ آدمی گمان دارد
اگر بلطف بگویی نسیم انفاستچو باد روح فزا بوی گلستان دارد
وگر به قهر بر آری نفس چو باد سمومزبانه غضبت تیغ جان ستان دارد
ز صولت ار همه رویین تن است همچو جرسکسیکه با تو سخن کرد دل طپان دارد
ز پاس شرع تو دیو رجیم غارت دلنمیکند که فسون خوان ازو ضمان دارد
رسید ضبط تو جایی که گرگ قانع شدبه نیم خورده که لطف از سگ شبان دارد
سکندر کرمت سفره یی کشد هر دمکه هر کناره خوانی هزار نان دارد
جهان اگرچه تو را پرورد تو آن نخلیکه منت کرم از سایه ات جهان دارد
خزان باغ محبت بهار خرمی استبهار خصم تو خاصیت خزان دارد
گل مراد نچیند حسود تو هرچندکه همچو شاخ خزان دست زرفشان دارد
عدوی جاه تو بیچاره چون گل زرد استکه زهر خنده برنگ چو زعفران دارد
چنانکه ز آتش سوزنده در نی افتد تابحسود خسته دلت تب در استخوان دارد
بیمن مدح تو مدحش از آن کنند اهلیکه مادح کرمت جای مدح خوان دارد
همیشه تاکه بحکم قضا درین ایوانهلال عید ز طغرای زر نشان دارد
مه صیام مبارک ترا و عید سعیدخدایت از همه آفات در امان دارد