بخش ۴ - چگونگی از میان رفتن تاریخ ایران
مر این راز سربسته را کس نجستکه گیتی چه سان بود روز نخست
نداند کس آغاز مردم چه بود؟چگونه نمودند کشت و درود؟
چگونه فراز آمدند این گروه؟در آباد بودند یا دشت و کوه؟
که بود آن که دیهیم بر سر نهاد؟ندارد کس از روزگاران بیاد
به ویژه در ایران که تاریخ نیستاساتیرشان را بن و بیخ نیست
که از گاه کلدانیان تا عربسه نوبت بپژمرد علم و ادب
یکی گاه ضحاک با دستبردکه آثار آجامیان را سترد
دگر گاه اسکندر نامجویکه آن نامه ها شست با آب جوی
سوم گاه اسلام کز تازیانبسی رفت بر مرز ایران زیان
درین هر سه فترت که شد رونماینماند از اثرهای ایران به جای
و گر پاره ی داستان ها زدندنوایی هم از باستان ها زدند
نه پیداست بن شان زسر سر ز بنهمه درهم و برهم آمد سخن
کسی کان فسان ها بپوید همینشانش زشهنامه جوید همی
که فردوسی طوسی پاکزادهمه داد مردی و دانش بداد
نکرده است پنهان یکی داستانچه از پهلوانی، چه از باستان
ولی حیف کش ره پدیدار نیستبه جز جستن اندر شب تار نیست
در آن نام هایی که او گفته استبسی سهو و تحریف ها رفته است
همان در زمان های شاهان پیشبسی کرده تلفیق از کم و بیش
نیاورده نام شهان را تمامبه ترتیب زیشان نبرد است نام