گنج

بخش ۱۸ - پادشاهی اژدها

ولی اژدها پور آن شهریاربسی بود استمگر و نابکار
در آن عصر میری زاکمینیانکه کاوس خواندندی او را کیان
بر اهواز و بر پارس بد پادشابه پارزگراد اندرون داشت جا
ورا اژدها دختر خویش دادکه او بد جهانجوی واکمین نژاد
مرآن دخت را بد فرامیز نامکه ماندانه خوانند او را عوام