گنج

بخش ۱۱ - احوال سلم و تور و عصر پهلوانی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۶ بیت
اگرچه پس از آن دو فرمانرواشلمنصر و آتور از نینوا
که امروز خوانندشان سلم و توربر ایران همی تاختندی ستور
ولی پهلوانان آن روزگارچو گرشسب و نیرم چو سام سوار
همان قارن و اکمن پیلتندگر زال و مهراب لشکر شکن
چو رستم که او شد سر داستانلقب کرد دستان ورا باستان
زواره فرامرز و کشواد پیرچو سیرنک شاه آن یل تیز ویر
همان زو که افراخت زابلستانهمه سیستان ساخت چون گلستان
چو تهماسب که اوزاب را بد پدرتهمتن به شهنامه خواندش مگر
کریمان به جز او نبوده است کسهمان سام سهم آبان است و بس
سرند همایون و فرخ تورکشماساس و اترد شد سبب بزرگ
چو گودرز کاو بد کدور لاهورچو کهرم که جهرم ازو بد مگر
همان خوم بابا کش بدی نام، هومدر اهواز بودی ورا مرز و بوم
چنین پهلوانان با فر و زورکه بر چرخ گردون رساندند شور
در ایام فترت دلیران بدندبه مردی نگهدار ایران بدند
گهی رزم به آتوریان ساختندگهی بر فراز آبیان تاختند
کرا از زبان دری نیست تابفراز آب را خوانده افراسیاب
چو جیحون که او را چو بنگاشتندمران رود را جهن پنداشتند
همان شیده که اقوام شیتا بدندبه قوم فراز آب همتا بدند
بر ایران همی تاختند آن گروههمه مردم آمد از ایشان ستوه
دلیران ایران درین دار و گیرزهر سو به کردار درنده شیر
نگه داشتند آن سریر مهیکه گاه مهی بد زشاهان تهی
چو گرشسب کوشد به هندو دیارسمیرامس از وی بشد زخم دار
بجنگید با نامور رامسیسکه خوانندش امروز سیروسریس
به «ارکوشیا» بد مگر این نبردکه هندوکشش خوانده آزاد مرد
همان هاکهامانش نامورکه سیروس را بود هفتم پدر
زبابل همی تاخت تا نینوابه آلامیان بود فرمانروا