بخش ۱۰ - سلاله ی فریدون
خوشا وقت شاه، آفریدون گردکه کلدانیان را زایران سترد
پی ماردوشان از آن جا بریددگر شوکت اژدها کس ندید
بپرداخت نااهریمنان خاک رابرانداخت آیین ضحاک را
که از پشت گاوان خورش داشتندز مغز گوان پرورش داشتند
فریدون لقب بد بفرزانهولیکن بدش نام او کشتره
نژادش زآبادیان مهینکه کلدانیان خواندند آبتین
پدر اشکیان پور اسپیله کاوبه نیروی او کس نیاورده تاو
یل کاوه که او بد چو شیر ژیانبه جا ماند از او اختر کاویان
خوشا گاه پیروز با تاج و گاههمان روزگار منوچهر شاه
که بودند از دخت آشور شهکه گشته به سرو یمن مشتبه
همان ملک ایراک بد جایشانفروزان چو استاره بد رایشان
همان گاه کابوجیا و شراککه بخشید بر شاه توران اراک
خنک آرش نامور کان دلیربه آمل زرویان بیفکند تیر
گر پرس مگر نام آن جنگ بودکه اغریرثش خوانده مرد یهود