بخش ۱ - پیشگفتار
بنام خداوند کون و مکانخداوند روزی ده مهربان
خدایی که جان و خرد آفریدبه فرمان او شد جهانها پدید
وزان پس بنام محمّد درودبه آیین اسلامِ احمد درود
درود فراوان بر آن پاکزادمحمد رسول حجازینژاد
بنام علی شاه مردان مردکه از دشمن دین بر آورد گرد
سَرِ اولیا سرور اصفیامبارزترین مرد راه خدا
علی شیرمرد و علی راستگوندیده جهان رادمردی چو او
به قرآن که وحی مبین خداستولای وی آرامش جان ماست
پس آنگه بنام شَهِ پاکدینمحمدرضاشاه ایرانزمین
شهی کو نگهدار دین خداستخدا را به او لطف بیانتهاست
به فرمان او ملت آزاد شدز دادش همه کشور آباد شد
ز تدبیرِ این شاه فرخندهخویگرفته است ایران بسی آبروی
خداوند باشد نگهدار اوخِرَد یار و یزدان مددکار او
به دورانِ این شاه نیکوخصالکه دارد توجه به فضل و کمال
چو دیدم که فردوسی پاکدینکه بادا به جانش هزار آفرین
به شَهنامه از داستان کهنچو پیغمبران داده داد سخن
بپا کرده کاخی بلند و متینز الماس و یاقوت و دُرِّ ثمین
ز جمشید و گودرز و از زال زرفریدون و کیخسرو دادگر
سخن زآنچه بوده است آورده اوبسی دُرِّ یکتا که پرورده او
ز شاهِ کیان و هم از پیشدادبه شهنامه زیشان بسی کرده یاد
ز تهمورث و ایرج و سلم و سامفریبز و کاووس والامقام
ولکن ز ماد و از آن دودماننیابی به شهنامه نام و نشان
ز اهخامنش کورش نامورنبینی به شهنامه نام و اثر
از این رهگذر بود کاین کمترینشدم پیرو آن سخنآفرین
بر آنم که از ماد و تاریخ آنسُرایم چو شهنامه، من داستان
کمین افسر از ماد و از آریانبگویم ز کوروش بسی داستان
خود آگاهم از مایه و زاد خویشز خجلت سر افکنده دارم به پیش
که این نامهٔ فارسی و درینباشد ز نقصان و لغزش بری
ز دانشوران دارم این آرزوکه با لطف بینند آهوی او
ز راهِ بزرگی و دانشوریز لطف و ز مهر و ادبپروری
از این مور ناچیز و این ناتوانپذیرند رانِ ملخ ارمغان