شمارهٔ ۳
قدم گذار به دیوان عالی و بشناسکه کیست آنکه به کرسی نشسته چون نسناس
بگرد وی بنگر چند تن خدا نشناسمگو که چرخ عجب مهره ای فکنده بطاس
که چرخ سفله بسی خوارها نموده عزیز
نظر نما بنگر صورت هیولا رابه جای طوطی و طاوس بین قولا را
به حکمرانی بنگر جوان …ـولا رامعین و یاور و یارش به بین شمولا را
بنی سرائیل آنجا نشسته بر سر میز
یکی ز شدت پیری در آمده قوزشبه سان روبه دیمی شده دک و پوزش
هزار رنگ به صورت چو آتشافروزشرسد به عرش برین بانک سرفه و …ـوزش
که من معیلم و مسکینم و ندارم چیز
مر آن که سخره سرودی رئیس اکوسهاشکسی ندیدی جز در مبال مدرسهاش
فرار کردی قمل ز چرک البسهاشهراز گونه اثر دیده شد ز وسوسهاش
کنون ز فرط نظافت شده است عنبربیز