شمارهٔ ۱۶
این چه . . . الملک بود ای نور چشمکه نباشد در کلاهش هیچ پشم
هر چه کتبا یا شفاها نزد ویرفتم و در ناله افتادم چو نی
مرمرا نامد جوابی زین خصوصگوئیا این خواجه باشد از لصوص
لص و لص لص بود این هر سه دزدکه برد مال کسان بی اجر و مزد
لازم است اکنون تلافیها کنمشکوه از دنیا و مافیها کنم
مال من وقفست گوئی بر دو جنسکه نباشد این دو جنس از نوع انس
این یکی باشد رفیقت ان اختاین بهشت تو است و آن یک دوزخت