بخش ۳ - پاسخ دادن ظل السلطان حسنخان را
شه پاک دل ظل السلطان رادخداوند اورنگ و فرهنگ و داد
بپاسخ چنین گفت جوشنده راهمان ابر و باد خروشنده را
که هیهات در عهد ما ظلم چیستکه با عدل ما آورد تاب زیست
شگفتا که عقرب بسوراخ خویشبدزدد ز بیم من امروز نیش
کجا شد ستم پیشه تندخویمترس ای ستم دیده بر من بگوی
که گر شیر شد پای پیلیش کنموگر کوه شد رود نیلش کنم