بخش ۲۳ - پاسخ بانو بیاران و وداع با دوستداران
چنین گفت بانوی شیرین زبانکه ای جمله با من چو جان مهربان
مرا نیست دیگر توانای زیستبرین زندگی زار باید گریست
شما را پس از من بسی ناز بادز شادی به گوش اندر آواز باد
چو آید عدو سوی خرگاه منبگوئید از من به بدخواه من
که رفتیم ما این تو این خانمانبزن آتش اینک در این خاندان
مرا بگذرد رنج ایام سختترا این سیاهی بماند برخت