بخش ۱۳ - پاسخ دادن بانو بفیض الله
چه بانو نیوشید پیغام اودرافتاد لرزه بر اندام او
بغرید همچو یکی ماده شیرنظر کرد در روی او خیر خیر
که اینان کجا مرد کار مننداگر شیر نر، شیر خوار منند
مرا عار باشد از اینان گریزندارم بدل هیچ باک از ستیز
مگر حکم شهزاده کاری کندسمند سواران غباری کند
وگرنه ز یحیی و اکبر کسینترسد که دیدم از اینان بسی
مرا نیست با حکم شهزاده تابکند خانه ام را به سختی خراب