شمارهٔ ۹۶
خداوندا در این فیروز ایوانصباحت شاد و خرم بخت پیروز
بنانت خامه دارد عنبر آمیزبیانت نامه آرد دانش آموز
زهی کز بندگی در آستانتشدم دانش پژوه و حکمت اندوز
پی تبریک سال نو در آن بارزمین را بوسه دادم روز نوروز
همیدون روز دوم نیز سومشدم طائف در آن کاخ دلفروز
ولی افسوس دارم کاین سه نوبتز بخت خود شدم در ناله و سوز
سپس بستم به تبریک تو این شعرچو عقدی از عقیق و لعل و پیروز
الا تا گلبن عقل است خود رویالا تا مجمر هوش است خود سوز
لوای همت از رادی برافرازچراغ رحمت از مردی برافروز
خجسته فال و فرخ طالعت بادهمایون سال و مه خرم شب و روز