شمارهٔ ۷ - ترجمه از عربی در نکوهش جنگ
جنگ در اول بود بسان عروسیدلبر و دلجوی و دلفریب و دلارا
روئی دارد به روشنی رخ نوروزهر که قدش دید گشت مست تماشا
لیک در آخر چو گشت تفته تنورشو آتش کین زد همی زبانه ببالا
گرگی بین درشت بینی و بد شکلخوکی دندان شکسته زالی شمطا
نه کند از غمزه هوش مرد به تاراجنه برد از بوسه جان خلق به یغما
تاراج آرد روان مرد دلاوریغما سازد تن مجاهد برنا
هر که قدش دید کوژپشت زمین شدهر که رخش دید پشت کرد به هیجا