گنج

شمارهٔ ۲۳۹

قافیه: ارراماند۹ بیت
لاله رنگ رنگ ازو رویدبوستان بهار را ماند
چشم شوخی گشوده بر رخ خلقنرگس آبدار را ماند
از تبسم همی شکر ریزدلب لعل نگار را ماند
جز بالماس سفته می نشودلؤلؤ شاهوار را ماند
اول و آخرش نمایان نیستعرصه روزگار را ماند
گرزها می زنند بر بسرشخسته روزگار را ماند
تیر رستم در او گرفته قرارچشم اسفندیار را ماند
جای پستان همی مکد انگشتکودک شیرخوار را ماند
محکش میزنند هر شب و روزسیم کامل عیار را ماند