گنج

شمارهٔ ۱۷۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یبترضاقلی۱۲ بیت
پیمان شکسته یار و، شده دهر نابکارپیوند در گسسته حبیبت رضاقلی
از کثرت جراحت و درد از علاج آنمأیوس گشته است طبیبت رضاقلی
از این سفر بجای معاش و رسوم و دخلحرمان و ناله گشت نصیبت رضاقلی
اردنگ رو به قبله ز بس خورده بنده اتمازندران هزار جریبت رضاقلی
از شاخ و دمب و ناخن و سبلت بسان غولشد هیکل عجیب و غریبت رضاقلی
قطران و دوده بر رخ خود سوده زبیمیا میخ گشته شکل مهیبت رضاقلی
از شدت فلاکت و ادبار و افتضاحرم کرده از تو خویش و قریبت رضاقلی
بینم یکی دو هفته دگر زیر منتشادر خانه جناب نقیبت رضاقلی
دردت بجان آن پدر مهربان خوردو آن عمه فقیر نجیبت رضاقلی
گر یک دو روز پیش بماندی در آن دیارمیکرد خصم زیب صلیبت رضاقلی
از آن بلا اگر نفراریدی این زمانتلقین همی سرود خطیبت رضاقلی
گفتم مکن زیاده بدر پای از گلیماز یاد رفت پند ادیبت رضاقلی