شمارهٔ ۱۵۰
گربه و موش بهم ساخته اند ای بقالوای بر خیک پنیر و سبد میوه تو
ای پدر خانه و باغت به رقیبان دادنددختر بیوه تو وان پسر لیوه تو
گشت قربان می و ساغر و شیرینی و شمعزر تو سیم تو آیینه تو جیوه تو
ای پدر مرده بخود باش که در این دو سه روزجفت همسایه شود مادرک بیوه تو
میتوان چاره این درد گران کرد ولیخرد و هوش ندارد سر کالیوه تو
لیک خوش باش که از پای کند میکائیلکفش تو چکمه تو موزه تو گیوه تو