گنج

شمارهٔ ۱۰۸

ای آنکه مردم گیتی به درو گوهر و لعلکنند فخر و تو داری شرف به گوهر خویش
توانی آنکه جوانی دهی بچرخ کهنز نفخه نفس پاک روح پرور خویش
درین چکامه یکی تهنیت سرودستمورود شاه جوانبخت را به کشور خویش
هم از اتابیکی صدراعظمش شرحینمودم از ره اخلاص زیب دفتر خویش
اگر عنایت و فضل تو همرهی سازددرافکنی به سر بنده سایه پر خویش
به پیش گاه اتابک رسانی این اشعارجواب آن بفرستی برای چاکر خویش
مزید لطف ترا شکرها کنم زیراکهنوز شهد تو دارم درون ساغر خویش