شمارهٔ ۹۹
از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهانآسیب و درد یافته پای خدایگان
ای شهریار عادل و دارای دادبخشای شهسوار باذل و میر جهان ستان
تو پا بچشم چرخ نهادی از آن سببآسیب دید پای تو از چشم فرقدان
یا خواست آسمان که ببوسد رکاب توشد خسته پایت از اثربوس آسمان
سوگند باسر تو که از درد پای توباشد مرا شراره به دل نیشتر بجان
خواهم بپایمردی دعوت که کردگاربخشد بلای پای تو بر فرق بندگان