گنج

شمارهٔ ۶۴

داد فرخ فر پسر را شاه تاج بخشآبگون تیغی ز گوهر با فروغ و با درخش
نو عروسی تن ز خارا کرده رخت از پرنیانچادر از زرسره گلگونه از لعل بدخش
دولتش کابین هنر مشاطه ملکت خوابگاهدانش آیینه کرم زیور شجاعت حظ و بخش
قطره ای از موج او صد رود جیحون کرده غرقشعله ای از برق او صد کوه قارون کرده پخش
مهر تابانست شاه و ابر آبانش پسرمهر تابان ابر آبان را فرستاد آذرخش
تا کند با دشمنان ملک و دین در روزگارآنچه کرد اندر صف توران زمین سالار رخش
ای ولیعهد جوان امروز با شمشیر شاهخنجر بهرام بستان افسر کیوان بخش