شمارهٔ ۵
ای نگهبانان آیین ای دلیران در حروبای مدیران جراید ای خطیبان در خطوب
ای حواریون احمد ای هوا خواهان حقای بزرگان قبایل ای رئیسان شعوب
ای علمداران امت ای نوامیس خردای خداوندان فکرت ای جواسیس قلوب
قدرت ما را چرا کاهیده قلاب القدرپرده ما را چرا دریده ستارالعیوب
آسمان در شهر ما پتیاره بارد بر زمینآفتاب از شرق ما آورده روی اندر غروب
پای ما لنگ است و ره باریک و وادی هولناکابر تاریک از شمال و موج طوفان از جنوب
سیلی اخوان و دشنام پدر بینی که گشتاین تن نالان هدف بر توپهای خاره کوب
راعی ما گله ما را بدست گرگ دادساقی ما باده ما را به سم دارد مشوب
پاسبان ما ره دزدان بخان ما گشادنوش بر ما نیش شد یار طروب آمد غضوب
ای که خاک خویش را چون ریش خود دادی بیادبر در دشمن شدی بانوک مژگان خاکروب
خون فرزندان خود کردی بجام دشمناناین گنه را کی ببخشد فضل غفارالذنوب
غمخورت خوارت کند بنشین و تن بر مرگ دهبنده ات بندت نهد برخیز و سر بر سنگ کوب
ای بزرگان در پس این ابرهای تیره چیستکس نیارد درک آن جز علم علام الغیوب
ای که داری درد دین را جفت با عشق وطندست از شادی بشوی و خانه ز آزادی بروب
جان فدا کن بی تحاشی کز شرف یابی نوالسر به کف نه بی محابا تا ز حق گردی مثوب
یا غیاث المستغیثین یا اله العالمینیا امان الخائفین ایفرد کشاف الکروب
ناله اخوان میثاق فراهان را نمایبا اثر در گوش این جمع از قشور و از لبوب