شمارهٔ ۴۰
رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت بردهاندخار ما خوردیم و ایشان گُل به دست آوردهاند
نی غلط گفتم که آن دزدان بیناموس و ننگخون دلها خورده، آرام دل ما بردهاند
طالبان عدل و قانون را ز مرگ اندیشه نیستاز برای آنکه آب زندگانی خوردهاند
هرکه در جرگ فداکاران نیاید در شمارعارفانش در حساب عاقلان نشمردهاند
زندهدل قومی که اندر مجلس ما شمعوارز آتش دل سر فدا کردند و پا افشردهاند
حضرت اشرف سپهدار آنکه از یاسای اوعدلجویان جان گرفته بدسگالان مردهاند
هست مشروطه بدو پاینده، ایران زو به پایزین سبب دزدان آزادی از او افسردهاند
جان فدای همت رندان آزادی طلبکه به یک جنبش خران را زیر بار آوردهاند
بودی از روز ازل مشروطهخواه و صلحجویفتنهجویان خاطرت را زین جهت آزردهاند