شمارهٔ ۲
سزد ار سجده برد میر فراهانی راگر ز خاقان گذرد مرتبه خاقانی را
ای امیر قرشی زاده کت اعجاز سخنبند بر ناطقه زد منطق سحبانی را
گر برند اینگهر نظم تو در سوق عکاظکس پشیزی نخرد سلعه ذبیانی را
عرق از خجلت تشبیب تو از نیل گذشتچهره طبع منوچهری دمغانی را
مدعی گو گله کم کن که بهر خس ندهدفیض روح القدسی رتبه حسانی را
شعرا را همه گر سحر حلال است حدیثدیده بگشا و ببین آیت عمرانی را
تا نیامد بسخن نطق تو معلوم نبودکابرنیسان ز که آموخت درافشانی را
گر شود ختم سخن بر تو امیری چه عجبکاخرین پایه همین است سخندانی را
کوس تسخیر فروکوب که در کشور نظمبخت بر نام تو زد سکه قاآنی را