گنج

شمارهٔ ۱ - هنگام جنگ عمومی در اتحاد اسلام فرماید

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ینرا۱۴ بیت
علی نمود مصفا جمال علم یقین رافکند پرده ز رخسار ناز شاهد دین را
علی ز تیغ شرربار و منطق گهر آگینگسست عروه کفر و ببست حبل متین را
نمود نصرت پیشینیان ز غیب ولیکنرفیق شد بعلن پیشوای باز پسین را
اگر نه ساقی کوثر علی شدی نچشیدیحسینش از دم شمشیر خصم مآء معین را
تبارک الله ازان شه که داد در ره یزداننگین و تاج و سر و پیکر و بنات و بنین را
کسی که لعل لبش نایب نگین سلیمانعلی اکبرش از تشنگی مکید نگین را
چو خورد سنگ عدو بر جبین روشن پاکشبرای شکر وسپاسش بخاک سود جبین را
درین زمانه جزآن شه که را شناختی ایدونکه نام فرخش آراسته شهور و سنین را
برای قوت دین شد که دید حصن ولایتسنان و تیغ سنان را و زخم تیر حصین را
تو نیز جان برادر بگیر دامن این دیناگر مصدقی از راستی رسول امین را
بزرگوار خدایا بجاه احمد و آلشمکن خموش در ایران ما چراغ یقین را
ز اتحاد برافروز شمع مجلس یارانکزین چراغ بود روشنی سپهر و زمین را
ایا برادر دینی رسیده وقت که ما همدهیم از سر اخلاص دست عهد و یمین را
تو باش عاصم ناموس مسلمین و یقین کنکه کردگار جهان عاصم است دین و مبین را