گنج

شمارهٔ ۱۱۸ - نکوهش شورای عالی عدلیه وقت

قافیه: الی۲۴ بیت
فریاد از این مشاوره عالیکز جاهلان پر، از عقلا خالی
شهریست ظلم و جور در آن قاضیملکیست جمل و حمق در آن والی
موسی گرفته مسند فرعونیعسی گزیده منصب دجالی
جرجیس در شکنجه جبارانیوسف اسیر پنجه نفتالی
بازار دین فروشی و خودکامیستدکان غیب گوئی و رمالی
در حبلة الکمیت قوانینشبیداد سابق است و ستم تالی
بهر وظیفه چون مگسانندگرد تغار دکه بقالی
با حق گرفته پیشه ستاریبا دین سپرده شیوه قتالی
اعضای آن که ناقه شهوت راکرده شتر چرانی و جمالی
شب تا سحر مطالعه فرمایندمتن لحاف و حاشیه قالی
گرگان دویده اند در این گلهخوکان فتاده اند در این شالی
وانکه کنند دعوی استادیبر احمد و محمد غزالی
ای عضو این مشاوره ای آنکسکز بربری کمی و ز بنگالی
تا چند از هوا و هوس تازیتا کی چو پشه و چو مگس بالی
ایران بروزگار تو نوشروانافغان بدور احمد ابدالی
دارو بچشم کور همی ریزیروغن بپای لنگ همی مالی
بالت ز سنگ کین شکند گردونبالت درون خاک شود بالی
پهلوی دردمند بیفشاریبازوی مستمند بیفتالی
چونان عرب که نارقری افروختنار ضلال را شده ای صالی
در حمل مال خلق علم کردیقدی که کوژ گشته ز حمالی
عاشق شدی عجوزه دنیا رابا این خمیدگی و کهن سالی
اندر قمار بیع وطن دایمکارت مجاهدی شد و دلالی
صال الجحیم باشی و دیدارتوالله قد نقطع اوصالی
من عضوها تفرق اعضائیفی بابها تقطع اوصالی