گنج

شمارهٔ ۱۱۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایی۱۰ بیت
ای دل چو ز تن کاهی و در جان بفزائیدر جلوه ز صاحبنظران هوش ربائی
وربسته زنجیر سر زلف بتانیسخت است ز زنجیر غمت روی رهائی
تا چند گرفتاری در چاه زنخدانجهدی کن کز چاه طبیعت بدر آئی
انجام کمال است چو وارسته زمالیپاداش هوان است چو در قید هوائی
گر قدر رخ خویش هر آئینه بدانیاین روی چو آئینه به هر کس ننمائی
تو مخزن یاقوتی و تو معدن گوهرانصاف نباشد که کنی کاه ربائی
تو صورت رحمانی در کسوت انسانبردار نقاب خودی از روی جدائی
آنرا که نگنجد بجهان در دل تو جاستتا چند پیچیده در این تنگ قبائی
می نوش و قدح گیر که در خلوت انسیبنشین و سخنگوی که همصحبت مائی
اندر خفقان است دل بلبله بایدامروز بیائی و رگ از وی بگشائی