گنج

شمارهٔ ۱۰۹ - در نکوهش تقویم نگاران تازه

قافیه: ن۱۰ بیت
اندرین همسایگی دانم یکی مردی کهنروز و شب با جفت خود پرخاشجوی اندر سخن
هرچه زن گوید خلاف آن کند پیوسته شویوآنچه شو خواهد به عکس آن کند همواره زن
زن به رغم شو شب نوروز را گوید که هینروز عاشوراست باید بر دریدن پیرهن
وز لجاج زن به روز روزه شو گوید به عمدلیلة الفطر است باید باده نوشم در چمن
زندگی بر مرد ازین وحشت بود زندان گوربوستان بر زن ازین خصمی بود بیت الحزن
با حریفی این حکایت ساز کردم گفتمشاینچنین ضدیتی دیدی تو در هیچ انجمن
گفت نی این گونه ضدیت ندیدم هیچگاهدر میان نور و ظلمت یا پری با اهرمن
جز به احکام دو تقویمی که در این روزگارمنتشر گشته است و استخراج حکمش از دو تن
وین دو تن همکار ضد ایام سال و ماه رامشتبه کردند بر پیر و جوان و مرد و زن
جمله در تشخیص ایام و مواقیت اندرندمات و سرگردان و حیران همچو مور اندر لگن