گنج

شمارهٔ ۴۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ردارد۲۶ بیت
مزینیه، کنون رونقی دیگر داردکه از سعادت اولاد خود خبر دارد
مزینیه چو سیمرغ عنبرین پر و بالهزار بیضه زرین بزیر پر دارد
مزینیه ز دوشیزگان خود چو سپهرسهیل و مشتری و زهره و قمر دارد
مزینیه بود بیشه ای که اندر ویغزال ماده فزونی ز شیر نر دارد
جمال و زینت انسان بدانش است و هنرکه آدمی شرف از دانش و هنر دارد
تفاوت بشر از جانور بمعرفت استجز این چه فخر و فضیلت به جانور دارد
کسی که گنج درون آکند بگوهر علمچه احتیاج به گنجینه گهر دارد
کسیکه نقد معارف به دل ذخیره کندچه اعتنا به در و لعل و سیم و زر دارد
پزشک علم برای مریض جهل اینجابسی مفرج و معجون و گلشکر دارد
فرشته ایست موکل در این سرا که مدامخدای جل جلاله بر او نظر دارد
از آن قبل نظر حق بر این فرشته بودکه این فرشته نظر بر رخ بشر دارد
چو آن فرشته اردیبهشت و فروردینکه لاله را، ز نم ابر و ژاله تر دارد
مدیر مدرسه ماست آن فرشته نورکه شاخ معرفت از همتش ثمر دارد
بزیر سایه اقبال شهریار جواننسیم عدل در این بوستان گذر دارد
براستی پدر ملت است خسرو ملکخوشا بحال کسی کاینچنین پدر دارد
شبی که در کنف عدل او بخواب رویمهزار مژده بما قاصد سحر دارد
ز فضل و مکرمت این ملک وزیر علومطراز علم ز دادار دادگر دارد
خدایگان معارف مهین حکیم الملککه روح مملکت از علم بهره ور دارد
زمانه نقش بر آب است و این ستوده وزیرز عزم ثابت خود نقش بر حجر دارد
بنات مدرسه آسوده از بنات الدهربنات نعش صفت بر فلک مقر دارد
شهامها ملکا خسروا خداوندایکی حدیث بیار تو مختصر دارد
بکارخانه باری نگر که در صنعتدرودگر نه و کار درودگر دارد
ترا مربی این ملک کرده از پی آنکه ملک راز وجود تو مفتخر دارد
بحفظ قائمه عرش دولت تو نظرامام قائم و سلطان منتظر دارد
دعا کنیم ترا چون دعای خلق بشاهبویژه از دو لب بیگنه اثر دارد
چنانکه ملک جهانرا خدا بدست تو دادعدوی جاه ترا از میانه بردارد