گنج

شمارهٔ ۳ - در هجو استاد رضای نجار

۱ بیت
از تیشه هجو جان او بتراشموز رنده فحش جلد او بخراشم
استاد رضا چو برد بر بازی دستطوفان بلا تخته عمرش بشکست
در ششد رغم بطاس ار مهره فتادواندر در خانه اش دو با یک به نشست
چون سر بتهی زن سریاری گیرداسب تو عنان ز هر سواری گیرد
تیغ تو بدست خصم خصم تو شودآن کیست کزین سه اعتباری گیرد