گنج

شمارهٔ ۲۹

هژیر و نَغز و خوش ای بادِ نوبهار بِوَزکه دیرگاه به راهِ تو مانده چشمِ دخترِ رَز
پرندِ سبز به گلبن بپوش تا ما نیزز یادگار خزان برکنیم جامهٔ خز
بیا که رایت کیخسرو بهار رسیدگذشت نوبت افراسیاب و گرسیوز