گنج

شمارهٔ ۲

محنتی هر ساعت از تو پیش می آید مراپیش محنت های بیش از بیش می آید مرا
قصد قتلم چون کند در خواب آن چشم سیاهیاد از بخت سیاه خویش می آید مرا
عقل دورم کرد ازو یا رب نیامد پیش کسآن چه پیش از عقل دوراندیش می آید مرا
بسته ره بر من خیالش رو بهر سومی نهمدر نظر آن شوخ کافر کیش می آید مرا
باطنم پر در معنی ظاهرم پر در اشکشاه عالم در نظر درویش می آید مرا