شمارهٔ ۲۳۱
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند در آتش مهر میسوزد و از نار باز نمی پردازد
این جهان و آن جهان و هر چه هستعاشقان را روی معشوق است و بس
گر نباشد قبله عالم مراقبله من کوی معشوقست و بس
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند در آتش مهر میسوزد و از نار باز نمی پردازد