شمارهٔ ۱۶۴
الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیده عارف به دیدار خود آموختی
گر روز وصال باز بینم روزیبا او گله های روز هجران نکنم