رباعیات
شمارهٔ ۱بی آن که به کس رسید زوری از ماشمارهٔ ۲چندان زغم انگیخته ام آتش و آبشمارهٔ ۳روزی که به دست برنهم جام شرابشمارهٔ ۴نتوان ز جفای چرخ گردنده گریختشمارهٔ ۵شاها،می عمرت فلک از جام بریختشمارهٔ ۶باد آمد و گل بر سر میخواران ریختشمارهٔ ۷خصمت چو شکوفه مدتی رنگ آمیختشمارهٔ ۸ای باده،کدام دایگان پروردتشمارهٔ ۹رازی که به گل نسیم سنبل گفته ستشمارهٔ ۱۰چشمی دارم همیشه بر صورت دوستشمارهٔ ۱۱دل خیمه غم بر آتش تاب زده ستشمارهٔ ۱۲بس دل که ز تو خون شده در برمانده ستشمارهٔ ۱۳عناب لبت رنگ زخم بر بوده ستشمارهٔ ۱۴شاها،ز تو کار ملک ودین بانسق استشمارهٔ ۱۵می را که همیشه با خرد دندان استشمارهٔ ۱۶دی بر ورقی که آن ز اشعار من استشمارهٔ ۱۷هر چند که میل تو سوی بیدادی ستشمارهٔ ۱۸گر یار بداندی کِم اندر دل چیستشمارهٔ ۱۹در پرده خوشدلی کسی را راهی ستشمارهٔ ۲۰بر خال تو جز حال تبه نتوان داشتشمارهٔ ۲۱شاها چو فلک عُلسو رای تو نداشتشمارهٔ ۲۲ایزد عَلَم فتح برای تو فراشتشمارهٔ ۲۳بر کرده چو مه سر از گریبان می رفتشمارهٔ ۲۴دی شاه بتان با رخ رنگین می رفتشمارهٔ ۲۵دوش این خردم نصیحتی پنهان گفتشمارهٔ ۲۶ای خیل ستارگان سپاه و حشمتشمارهٔ ۲۷از رایت تو نور ظفر می تابدشمارهٔ ۲۸آن خط که به گرد آن دهن می گرددشمارهٔ ۲۹خسرو چو به خرمی قدح بر داردشمارهٔ ۳۰چشم تو که ابروی کمانکش داردشمارهٔ ۳۱گر یک نفست ز زندگانی گذردشمارهٔ ۳۲با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟شمارهٔ ۳۳بلبل چو ز عشق گل فغان در گیردشمارهٔ ۳۴از عشق تو در تنم روان می سوزدشمارهٔ ۳۵دی چشم تو را سِحر مطلق می زدشمارهٔ ۳۶گه شانه زبان در خم گیسوت کشدشمارهٔ ۳۷در عشق اگر دمی قرارت باشدشمارهٔ ۳۸دل فصل ربیع را چو جان می داندشمارهٔ ۳۹ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بندشمارهٔ ۴۰چون لشکر شه روی به راه آوردندشمارهٔ ۴۱در دست غم تو بودم ای سرو بلندشمارهٔ ۴۲تا ظن نبری که شاه رنجور شودشمارهٔ ۴۳بر خوان امید فلک جامه کبودشمارهٔ ۴۴دل گرچه هلاک جان و تن می خواهدشمارهٔ ۴۵ترکم نقط غالیه پرورد نهدشمارهٔ ۴۶گفتم که مگر دل نه چو دلدار آیدشمارهٔ ۴۷این خط که همی رخ تو را آرایدشمارهٔ ۴۸چو شمع تنم ز دل به جان می آیدشمارهٔ ۴۹شیرین دهنش چو در سخن می آیدشمارهٔ ۵۰در مستی اگر زمن گناهی آیدشمارهٔ ۵۱با خار قناعت ار بسازی یکبارشمارهٔ ۵۲ای باد بیا و بوی گلزار بیارشمارهٔ ۵۳کو پر می صافی مروق ساغر؟شمارهٔ ۵۴هر حلقه زلفت زفن یکدیگرشمارهٔ ۵۵هر لحظه دلم به جست و جویی دیگرشمارهٔ ۵۶تا چند ازین حبله و زراقی عمرشمارهٔ ۵۷تو خرده بتا بر گل پژمرده مگیرشمارهٔ ۵۸شاها به تو دارد همه آفاق نیازشمارهٔ ۵۹اندر هوس تو صرف شد عمر درازشمارهٔ ۶۰این دل که نگشت بر مرادی پیروزشمارهٔ ۶۱نامد دل ضایع شده با دست هنوزشمارهٔ ۶۲ای دوست،قلم بر سخن دشمن کش!شمارهٔ ۶۳در پیش کمان گروهه شاه قزلشمارهٔ ۶۴در عشق تو باز گفت نتوان کاین دلشمارهٔ ۶۵معشوقه چو سر بکردبا باد چو گلشمارهٔ ۶۶دوش از غم تو دیده به هم برنزدمشمارهٔ ۶۷نه برگ شکایت از تو گفتن دارمشمارهٔ ۶۸از جور تو حال ارچه تبه می دارمشمارهٔ ۶۹هرگز نفسی حکایت از تو نکنمشمارهٔ ۷۰با گل گفتم چو سوی گلزار آیمشمارهٔ ۷۱گرچه همه جهد بندگی بنمایمشمارهٔ ۷۲ما خانه ز خانه قلندر کردیمشمارهٔ ۷۳می خواهم و مطرب و دلارام و ندیمشمارهٔ ۷۴ماییم که رسم ملک جمشید نهیمشمارهٔ ۷۵ای دل مشو اندر خط این خوش پسرانشمارهٔ ۷۶ای باد ز غصهای که خون پاشَد از آنشمارهٔ ۷۷گفتی چو بماندی از شراب آوردنشمارهٔ ۷۸بر طرف مه آن طره شبرنگش بینشمارهٔ ۷۹کو دیده که خون جگر آرم با اوشمارهٔ ۸۰ای زلف درازت اصل گمراهی ازوشمارهٔ ۸۱شاها،ملکان ملک سپارند به توشمارهٔ ۸۲ای ورد ملایکه دعای سر توشمارهٔ ۸۳ای دوست نبودیم و نیم خوش بی توشمارهٔ ۸۴گر عارضه ای روی نمودت ای شاه،شمارهٔ ۸۵در ثورگه ست خانه طالع شاهشمارهٔ ۸۶ای باغ وجود را عمارت کردهشمارهٔ ۸۷ای زلف توام در تب و تاب افکندهشمارهٔ ۸۸ای چشم من از سیم برت سیمابیشمارهٔ ۸۹ای دوست مرا به کام دشمن کردیشمارهٔ ۹۰ای شمع تو صوفی صفتی پنداریشمارهٔ ۹۱ای غنچه گل سرشکفتن داریشمارهٔ ۹۲نه زهره که از غمت بنالم به کسیشمارهٔ ۹۳ای نوبت تو گذشته از چرخ بسیشمارهٔ ۹۴در ده می لعل لاله گون صافیشمارهٔ ۹۵شخصی دارم دلی خراب اندر ویشمارهٔ ۹۶ای از تو بلند نام شاهنشاهیشمارهٔ ۹۷رویش نگر ار صورت جان می خواهیشمارهٔ ۹۸رخساره نازنینت ای سرو سهیشمارهٔ ۹۹ای خواجه سخن زیر و زبر میگوییشمارهٔ ۱۰۰ای روی تو از لطافت آیینه روح