گنج

شمارهٔ ۸۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهیمن۸ بیت
خدایگانا معلوم رای روشن توستخلوص بندگی و شرط نیک خواهی من
نه آن کسم که مرا آن محل و مرتبه هستکه کار ملک نکو نگردد از تباهی من
من آن گدای سخن پیشه ام که وقت مدیحزنند خوش سخنان لاف پادشاهی من
به جان مدح توام زنده و ز روی قیاسسجلّ مدح تو را در خورد گواهی من
چو شب سیاهم ز اندوه و چشم می دارمکه صبح عدل تو زایل کند سیاهی من
روا مدار که عاجز شوند ماهی و مرغبر اشک گرم و دم سرد صبحگاهی من
دهان به روزه و لب بر ثنای تو مپسندز دیده تر شده رخسارهای کاهی من
مرا بخوان و گناهی مدان که معلومستهمه جهان را احوال بی گناهی من