گنج

شمارهٔ ۵۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یر۶ بیت
ای طلعت تو دیده جان را به جای نوروی در صمیم دلها مهر تو جای گیر
دیدار تو چو غره اقبال جان فزایگفتار تو چو وعده معشوق دلپذیر
لطف علاج توست که در موسم بهارهر سال نوجوان شود از سر جهان پیر
شاهیست همت تو که ننگ آمدش اگرزیر چهار بالش ارکان نهد سریر
دانند همگنان که نرفته ست یکزمانشکر تو از زبانم و ذکر تو از ضمیر
تو آفتاب فضلی و شاید که در جهانچون ذره در شعاع تو ظاهر شود ظهیر