گنج

شمارهٔ ۱۰۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهکرد۵ بیت
ای خسروی که درگه قدر تو را سپهرتا روز حشر مقصد اهل زمانه کرد
غوغای فتنه دست به جایی که بر گشادحزم تو دفع آن به سر تازیانه کرد
پرواز کرد گرد جهان طایر جلالتا در پناه دولت تو آشیانه کرد
در خون بدسگال تو حزم بهانه جویهر قصد بد که آن بتوان بی بهانه کرد
چون طاق کبریای تو اقبال برکشیداز طاق آسمانش قضا آستانه کرد