شمارهٔ ۱۲۶ - به مهربان دوستی نگاشته شد
فدایت شوم نامه شیرین عبارت دل را به عفو جرایم ماضی بشارت داد و جان را به رامش جاوید اشارت کرد، بیت:
خدا شاهد است و جهانی را مشهود که ما به جنایت خویش وعنایت حضرت معترفیم. همواره خطا کرده ایم و عطا دیده بارها زحمت آورده ایم و رحمت برده. پاداش بزرگی اقتضای خردی عفو از تو پسند آید و تقصیر از ما. امید دارم از این پس پاس تربیت سرکار ما را از صوارف ذلت بر آورد و مزاج حفظ الغیب و بندگی را به حوادث پخته خواری و خام کاری دست فرسود علت ندارد. فرموده اند مرا جز شما پسری نیست مگر مرا جز جناب شما پدری هست از همه هستی حضرت بر ما بزرگ خداوند است و آزادگان افتاده ما صاحب را کمین فرزند، بیت:
یغما می گوید این فرد از قول مخاطب قبراق تر بود والا تغییر می نمود ولی چون بحمدالله تعالی غبار مغایرت مرتفع است و اسباب مواخذت مجتمع، فرقی در اقوال پدر و پسر نیست و به اقتضای مقام تحریر مصراعی از این مناسب تر: خدا هم داد من از آن پدر هم زان پسر گیرد.
اینک قبله ماه تا ماهی حکیم الهی و قنبرک باز عالم و آدم یغما در یمین و یسارم نشسته اند، القا از ایشان است و املا از من. آنچه قراین گواهی می دهد من محرر این نامه پریشانم و اصل مضمون و عبارت از ایشان. در این صورت اولی آنکه بقیت داستان را به تعلیقات این دو یک دل حوالت داشته چهال مجلس را به نغمه چنگ و آهنگ غم پرداز خالی کرده جای شما را نفس نفس خالی کنم. خدمات را مقرر که شرایط بندگی تقدیم افتد.