گنج

شمارهٔ ۳۰

۹ بیت
مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزدزهی...گی کآتش همی از دود بر خیزد
جز اشک من از آن رخ و آه مردم ز اشک من کشنیدز آذر بر دمد دریا ز دریا دود برخیزد
جز آن...خط کافزود کم کرد از تو نشنیدمفزایش کاستی آرد زیان از سود برخیزد
چو رنگین چهر از آن...آذرگون می افروزیز باغ پور آزر آذر نمرود برخیزد
چو آن...لب خاتم چو آن مشیکن زره جوشننه دست افتد سلیمان را نه از داود برخیزد
بدین فرزندگان... گردون و آخشیج اولیبه زادن دیر بنشیند به مردن زود برخیزد
نشستی خاست هر... را کاول نگه دانماگر غمناک بنشیند اگر خشنود بر خیزد
سزا رزم است ارواح مکرم را ولی چالشکجا با یک جهان... زین معدود برخیزد
دریغا میر غایب و آن یورش سردار کاول پیز نعل موزه سیل خون به پر خود برخیزد