بخش ۴ - در مدح حضرت امیر(ع)
وز آن پس لآلی ثناء شگرفکه از جان تراود نه از بحر ژرف
نثار ره دست پروردگارحصار نبی صاحب ذوالفقار
علی آن که تا حکمتش ضم نشدبه روح الفت خاک آدم نشد
علی ناخدای محیط یقینعلی لنگر آسمان و زمین
علی بهترین نقش کلک املعلی پرتو آفتاب ازل
علی آنکه می روبد از آستینغبار درش طره حور عین
زمین ساکن از حلم والای اوفلک سایر از جنبش رای او
به بزم اندرش مهر کمتر خدمبه رزم اندرش ماه طوق علم
زمین چار طاقی ز ایوان اوستفلک گردبادی ز جولان اوست
اگر صبح بی رای او دم زندمدار شب و روز بر هم زند
پناه امم رهنمای سبلپس از پاک یزدان خداوند کل
ز ذاتش نظام حدوث و قدمبه دستش زمام وجود و عدم
خطا گر ز یزدان جدا دانمشخطای دگر گر خدا خوانمش
مصور چو تمثال او زد رقمبدان خوش رقم راند جف القلم