مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
۶٬۰۰۰ شعر در این وزن.
اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۴ - که گفت او را که آید بوی یاری؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۵ - ز بحر خود بجوی من گهر دهاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۶ - بجلوت نی نوازیهای من بیناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۷ - بهرحالی که بودم خوش سرودماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۸ - شریک درد و سوز لاله بودماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴۹ - هنوز این خاک دارای شرر هستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۰ - بکوی تو گداز یک نوا بساقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۱ - ز شوق آموختم آن های و هوئیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۲ - یکی بنگرد فرنگی کج کلاهاناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۳ - بده دستی ز پا افتادگان رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۴ - تو هم آن می بگیر از ساغر دوستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۵ - تو سلطان حجازی من فقیرماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۶ - سراپا درد درمان ناپذیرماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۷ - بیا باهم در آویزیم و رقصیماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۸ - ترا اندر بیابانی مقام استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵۹ - مسلمانیم و آزاد از مکانیماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۰ - ز افرنگی صنم بیگانه تر شواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۱ - مجو از من کلام عارفانهاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۲ - به منزل کوش مانند مه نواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۳ - چو موج از بحر خود بالیده ام مناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۴ - بیا ساقی بگردان ساتگین رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۵ - بیا ساقی نقاب از رخ برافکناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۶ - برون از سینه کش تکبیر خود رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۷ - مسلمان از خودی مرد تمام استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۸ - مسلمانان که خود را فاش دیدنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶۹ - گشودم پردهء از روی تقدیراقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۰ - به ترکان بسته درها را گشادنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۱ - هر آن قومی که می ریزد بهارشاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۲ - خدا آن ملتی را سروری داداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۳ - ز رازی حکمت قرآن بیاموزاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۴ - کسی کو بر خودی زد «لااله» رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۵ - تو ای نادان دل آگاه دریاباقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۶ - دل تو داغ پنهانی ندارداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۷ - اناالحق جز مقام کبریا نیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۸ - به آن ملت اناالحق سازگار استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷۹ - میان امتان والا مقام استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۰ - وجودش شعله از سوز درون استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۱ - پرد در وسعت گردون یگانهاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۲ - به باغان عندلیبی خوش صفیریاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۳ - بجام نو کهن می از سبو ریزاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۴ - گرفتم حضرت ملا ترش روستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۵ - فرنگی صید بست از کعبه و دیراقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۶ - به بند صوفی و ملا اسیریاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۷ - ز قرآن پیش خود آئینه آویز!اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۸ - ز من بر صوفی و ملا سلامیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸۹ - ز دوزخ واعظ کافر گری گفتاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۹۰ - مریدی خود شناسی پخته کاریاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۹۱ - پسر را گفت پیری خرقه بازیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۹۲ - به کام خود دگر آن کهنه می ریزاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۹۳ - بگیر از ساغرشن لاله رنگی