گنج

مسمط مصنوع

۲ بیت
گفتار تو پرداخته آیات هنرکردار تو افراخته رایات ظفر
ایام ز اخبار تو با فخر و شرفاسلام ز آثار تو با قدر و ظفر
قدر تو هست چو جوزا به جلال و به خطرصدر تو گشته چو دریا به سخا و به هنر
در حیرت فرزانگیت هر سرور در غیرت مردانگیت هر صفدر
پیراسته از خامهٔ تو هر دولت آراسته از نامهٔ تو هر کشور
جود تو جسم کرم را چو روانهنرت چشم کرم را چو بصر
همه اقوال سدید تو مثل همه افعال حمید تو سمر
شده گویندهٔ مدحت دلشادشده جویندهٔ قدحت غم خور
انعام تو در برج مروت اختراکرام تو در درج فتوت گوهر
اوصاف تو پیرایهٔ اشراف جهانالطاف تو سرمایهٔ اصناف بشر
اصطناع کرمت مانع هر شدتو ارتفاع هممت دافع هر ظلمت
عاقلان ز بیان تو همه همتسایلان را ز بنان تو همه نعمت
تا جهان است در او باد ترا لذت تا زمان است در او باد ترا حشمت