گنج

شمارهٔ ۸۱ - در مدح پادشاه

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: قه۵ بیت
خدایگانا ، آنی که دشمنان ترا دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه
نجاح تو بمعالی هزار چون جراح رباح تو ببزرگی هزار چون صدقه
منم ، که رقت احوال من بدان درجه است که مانده ام متحیر در انده نفقه
طمع بریده ام از جامگی ، از آن امروز مرا نکایت دشمن فگند ازان طبقه
تبارک الله ! از جامگی چو در گذرینه عادت صله ماند و نه سنت صدقه