گنج

شمارهٔ ۷۶ - در وصف قصر خوارزمشاه اتسز

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: اده۱۰ بیت
زهی ! قصر خوارزمشاهی ، که دولتندارد مگر سوی او رخ نهاده
ز سقفش ستاره بعبرت بماندهز وهمش زمانه بحیرت فتاده
چو او چشم گردون بخوبی ندیده چو او دست گیتی بخوشی نداده
هزاران صف از لهو در وی کشیده هزاران در از خلد در وی گشاده
همه خاکها اندر آن مشک سودههمه چوبها اندر آن عود ساده
درو شادمانی و تأیید رستهوزو کامگاری و اقبال زاده
همه تا چو شیری که از روی پشتهنباشد گه جنگ روباه ماده
درو باد خسرو بشادی نشسته بخدمت شهان پیش او ایستاده
مه گوش هوشش سوی لحن مطربهمه میل دستش سوی جام باده
چو شاه و چو فرزین ملک با وزیرش خدم چون رخ و اسب و پیل و پیاده