گنج

شمارهٔ ۷۰ - در حق شهاب الدین صابر بن اسمعیل ترمذی

شهاب الدین، سپهر فضل ، صابرفضایل هست ذاتت را به فرمان
خرد با جان تو جُسته‌ست وصلتهنر با طبع تو بسته‌ست پیمان
شعار تست عزّ اهل دانش دثار تست حرز اهل ایمان
ترا در نظم لعبت‌های آزر ترا در نثر حکمت‌های لقمان
تن مطروح را جاه تو قوتدل مجروح را لطف تو درمان
سخن فرمانبرِ طبع تو چونانکپری فرمانبر امر سلیمان
زهی! در فطرت تو علم حیدرزهی! در طینت تو شرم عثمان
شدم دور از تو و زین رأی باطلپشیمانم، پشیمانم، پشیمان!
به دیدار تو دارم حرص و هستند به هم در یک طویله حرص و حرمان
فرستادن به نزدیک تو اشعارفرستادن بود زیره به کرمان
همیشه تا چو موسی نیست فرعونهمیشه تا چو هارون نیست هامان
همه اوقات تو بادا به راحتهمه احوال تو بادا به سامان
نکو خواه تو در اقبال خرمبداندیش تو در ادبار پژمان
یکی در قبضهٔ محنت گرفتاریکی در روضهٔ نعمت خرامان