گنج

شمارهٔ ۴۶ - در حق نجم الدین

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ار۱۰ بیت
سوار فضلی ای نجم دین و می سازدزمانه ساعد جاه ترا ز فخر سوار
یسار برده فراوان یمین مادح تو از آن گزیده یمین و از آن خجسته یسار
نگار یافته از خط تو صحیفه عقلوزان نگار خجل گشته خط و خد نگار
کنار عاطفت تست مأمن فضلاکه هیچ وقت نگیرند از آن کنار کنار
نزار شد تن بخت از شکوه بخشش توچنانکه پیکر شرک از نهیب آل نزار
بهار جود کف تست کز صنایع اوپرست باغ مکارم ز ضمیران بهار
مدار چرخ بفرمان تست و تا باشیزهیچ حادثه از هیچ چرخ باک مدار
ببار بر سر احرار ، ابروار ، عطاکزان نیابد الا گل مدیح ببار
بکار تخم محامد ، که نزد اهل خرد بجز محامد ناید ازین زمانه بکار
بخار جان بد اندیش را بخار بلاکه خیره جان بد اندیش را سزاست بخار