شمارهٔ ۶ - وحشی بیخانمان
ای پیش همت تو متاع سرای دهربی قدرتر از آنکه توان رایگان فروخت
جایی که کمترین نَفَرت بار خود گشودیک جنس خود به مایهٔ صد بحر و کان فروخت
هندوی تو گهی که برون آمد از حجازاز بهر عشر حاصل هندوستان فروخت
آگه نیی که از پی وجه معاش خویشهر چیز داشت وحشی بیخانمان فروخت
چیزی که از بلاد عراق آمدش به دستآورد و در دیار جرون در زمان فروخت
از بهر وجه آب وضو اندر این دیارسجاده کرد در گرو و طیلسان فروخت
دارد کنون فروختنی آبروی و بسوان جنس نیست اینکه به هرکس توان فروخت