گنج

شمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع

ای داده سپهر شرع را نوراز پرتو رأی عالم آرا
ناهید ز مطربی کشد دستگر نهی تو بر فلک نهد پا
از دست تو کلک معجز آثارهم خاصیت عصای موسا
دمساز کلام جان فزایتبا معجزه دم مسیحا
از تقویت شریعت تومتقن همه جا بنای تقوا
از حکم توچرخ کی کشد سراو راست مگر دو سر چو جوزا
از تهمت نقص و وصمت عیبحکم تو چو ذات تو مبرا
از نسبت پستی و تنزلطبع تو چو قدر تو معرا
در ضابطه مسائل نحوآن نظم که کرده طبعت انشا
کس در عرب و عجم نظیرشنشنیده به هیچ نحو از انحا
تا نظم ترا ز بر کند چرخبرداشته سبحه ثریا
افتاده مرا قضیه‌ای چنداندوه نتیجهٔ قضایا
دردست فقیر کم بضاعتبود اندکی از متاع دنیا
آنرا به مکاریی سپردماو رفته کنون به راه عقبا
صادق نفسان گواه حالنددر صدق چو صبح بلکه افزا
مگذار که این متاع بی‌قدرتاراج شود چو خوان یغما