شمارهٔ ۷۱
مریض عشق اگر صد بود علاج یکیستمرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست
تمام در طلب وصل و وصل میطلبیماگر یکیم و اگر صد که احتیاج یکیست
اگر چه مانده اسیر است همچنان خوش باشکه منتهای ره کاروان حاج یکیست
فریب تاج مرصع مده به سربازانکه ترک سر بر این جمع و ننگ تاج یکیست
همین منادی عشقست در درون خرابکه آنکه میدهد این ملک را رواج یکیست
چه جای زحمت و راحت که پیش پای طلبحریر نسترن و نشتر زجاج یکیست
بجز فساد مجو وحشی از طبیعت دهرکه وضع عنصر و تألیف امتزاج یکیست