گنج

شمارهٔ ۶۶

مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیستباز این تدبیر بهرِ جانِ بی‌تدبیرِ کیست
دستِ یاري کـآستین مالیده جیبِ ما گرفتجیبِ ما بگذاشت، تا دیگر گریبان‌گیرِ کیست
ای خدنگِ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکیتا بداند جانِ ما آماجگاهِ تیرِ کیست
این غرورِ ناز یاد از بندیِ نو می‌دهدحسن را در دستِ استغنا سرِ زنجیرِ کیست
بنده‌ای چون من که خواهد از تو قیمت یک نگاهآورد گر دیگری در بیعش از تقصیرِ کیست
نام گو موقوف کن وحشی که این طومارِ شوقهست گویا کز زبانِ عجزِ بی‌تأثیرِ کیست