گنج

شمارهٔ ۶۴

آنکس که مرا از نظر انداخته اینستاینست که پامال غمم ساخته، اینست
شوخی که برون آمده شب مست و سراندازتیغم زده و کشته و نشناخته، اینست
ترکی که ازو خانهٔ من رفته به تاراجاینست که از خانه برون تاخته اینست
ماهی که بود پادشه خیل نکویاناینست که از ناز قد افراخته، اینست
وحشی که به شطرنج غم و نرد محبتیکباره متاع دل و دین باخته اینست